خانه وبلاگ
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
حمید داودآبادی
آرشیو وبلاگ
تیر ٩٠
اردیبهشت ٩٠
دی ۸٩
تیر ۸٩
اردیبهشت ۸٩
آذر ۸۸
بهمن ۸٧
مهر ۸٧
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
مهر ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
دی ۸۳
امرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
بهمن ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
تیر ۸٢
اردیبهشت ۸٢
اسفند ۸۱
بهمن ۸۱
دی ۸۱
لینک دوستان
تخریبچی
تخریبچی دوران
سایت جامع دفاع مقدس
سایت رسمی ۴ دیپلمات اسیر
سبکبالان
شلمچه
شهادت طلبان
شهدا
شهید راشل کوری
شهید سیدعبدالصمد امام پناه
شهید مثل یک نمره بیست
شهید مجید پازوکی
شهید مصطفی مازح
صبح
صد خاطره
غروب شلمچه
فناوری موشکی
پرشين وبلاگ
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
طراح قالب : ماكرومديا
خرید اینترنتی
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان

بنام حق
نمی دانم شما اسم اين را چه می گذاريد ؟ ولی من به آن می گويم نمک ناشناسی و ناسپاسی . بفرمائيد :
چند روز پيش مراسمی جهت تجليل از خبرنگاران و خون نگاران شهيد در مسجد بلال صدا و سيما در تهران برگزار شد . همين که به فکر اينها هم افتادند البته ببخشيد به فکر معنويت برای خودشان افتاده اند ! جای شکر دارد .
ولی چقدر حق ناشناسی که نه در مراسم و نه در تلويزيون و نه از همه بدترخبرگزاری جمهوری اسلامی ايران که کاظم خبرنگار آنجا بوده يک کلمه از او نگفتند . اصلا انگار کاظم اخوان خبرنگار ايرانی که مدت يک سال و نيم در جبهه هم می جنگيده و هم عکس می گرفته نبوده است ؟
عيبی ندارد بگذار همچنان کاظم آنقدر در بازيهای سياسی و جناحی گم شود که نه « انجمن صنفی روزنامه نگاران » و نه « انجمن روزنامه نگاران مسلمان » هيچکدام نه برايش بيانيه بدهند و نه مراسم بگذارند و اصلا او را فراموش کنند .
غافل از اينند که خود فراموشانند .
به نام حضرت دوست
« کاظم اخوان » ( عکاس و خبرنگار خبرگزاری جمهوری اسلامی ) « احمد متوسليان » ( وابسته نظامی سفارت ) « سيد محسن موسوی » ( سرپرست سفارت ايران در بيروت ) به همراه « تقی رستگار مقدم » که هدايت خودرو را در اختيار داشت با وجود مصونيت سياسی به عنوان ديپلمات توسط نيروهای مسيحی مارونی « حزب کتائب » ( فالانژيستهای لبنان ) به دستور مستقيم « سمير جعجع » ( که در حال حاضر به جرم جنابات بيشمار و کشتار مردم بيگناه در حبس ابد در لبنان بسر می برد ) بازداشت شدند .
پس از مشاجره کوتاهی که ميان ايرانيها و شبه نظاميان فالانژ صورت گرفت سرانجام به زور سلاح و تهديد پليسهای اسکورت ديپلماتيک به بعلبک برگردانده شدند و خبر اسارت چهار ديپلمات را به مسئولين ايرانی دادند .
از آن روز تا کنون اخبار ضد و نقيض بسياری از سرنوشت آنان می رسد که هيچکدام قاطعانه وضعيتشان را روشن نکرده است .
شما از آنها چه می دانيد ؟!
به نام حضرت حق
اين صفحه را به ياد چهارتن از هموطنان مظلوممان که بيست سال پيش در اوج غربت به اسارت گرفته شدند و امروز در هياهوهای هيچ و پوچ ما و بازيهای سياسی روزمره ظاهرا گم شده اند باز می کنيم .
به اميد آن که اخباری از آن عزيزان بيابيم
دربعد از ظهر غم انگيز چهاردهمين روز از تير ماه سال ۱۳۶۱ که لبنان در زير گامهای کثيف اسرائيل غاصب به اشغال در می آمد اتومبيل سياسی سفارت جمهوری اسلامی ايران همراه با اسکورت پليس سياسی لبنان از جاده طرابلس در شمال عازم بيروت بود تا مسافران خود را بدانجا رهنمون گردد.
ساعتی بعد در پست بازرسی موقت معروف به « برباره » نيروهای مزدور فالانژيست تحت رهبری « بشير جميل » ( همان سال در انفجاری مشکوک به قتل رسيد ) و به فرماندهی مستقيم « ايلی حبيقه » ( از وزرای دولت لبنان که سال ۱۳۸۰ در انفجاری مشکوک در لبنان کشته شد ) جلوی ماشين حامل ديپلماتهای ايرانی را گرفتند و آن شد که کسی انتظارش را نداشت .
