گروگان ها
 

ديپلمات هاي ربوده شده ايراني ساعتي پس از ربوده شدن کشته شده اند

راجي عبدو مسوول سابق فالانژيست هاي لبنان(حزب کتائب) در گفتگو با نشريه الوسط با ادعاي اينکه چهار ديپلمات ايراني در بيروت در سال 1982 پس از ربوده شدن کشته شده اند به تشريح اين ماجرا پرداخته است.

راجي عبدو.

به گزارش خبرگزاري مهر، راجي عبدو تاکيد کرد:  ديپلمات هاي ايراني که در تابستان 1982 (۱۴ تيرماه ۱۳۶۱ هجری شمسی)  در بيروت به هنگام تجاوز اسراييل به لبنان، بازداشت شدند، ساعاتي پس از بازداشت کشته شدند. او مي گويد  بر نحوه انتقال ديپلماتهاي ايراني  به شوراي جنگ در کرنتينا در بيروت نظارت داشته و حتي در تماسي از رسيدن آنها مطمئن شده است.
وي همچنين گفته است : "سمير جعجع"  فرمانده  نيروهاي فالانژيست  در 15 ژانويه 1986 با هياتهاي ايراني ديدار کرد که  وي در آن جلسات هم حضور داشته است.  به ادعاي راجي عبدو، در پي بروز مشاجره ميان کاردار سفارت ايران با نگهبانان بازداشتگاه  وي در شوراي جنگ به قتل رسيد و متعاقب آن سه ديپلمات ديگر هم به دست نگهبانان کشته شدند.
عبدو در ادامه گفته است که پس از اين حادثه هياتي از ايران به لبنان آمد و من آنها را به مکاني که به اعتقادم مکان دفن ديپلمات هاي ايراني بود، بردم ولي ناگاه از ديدن يک کارگاه آهن آلات در مکان دفن يکه خوردم .  به نوشته مجله الوسط، عبدو در دستگاه امنيتي در نيروهاي فالانژيست (حزب کتائب) از هنگام تشکيل آن فعاليت کرد  و حادثه قتل ديپلمات هاي ايراني هم در هنگامي که ايلي حقيبه رئيس آن بود، به وقوع پيوست، در سال 1986 وي مسوول دستگاه امنيت نظامي نيروهاي فالانژيست شد و در سال 1994 به دريافت درجه کاپيتان نايل آمد و آنگاه يک دادگاه لبناني وي را به اتهام دست داشتن در ترور ميشل المر وزير سابق لبناني به 20 سال حبس محکوم کرد.
به گزارش مهر، عبدو درگفتگو با مجله الوسط  جريان کشته شدن ديپلمات هاي ايراني را اين چنين تعريف کرد: "  قصه ديپلمات هاي ايراني از تابستان 1982 آغاز شد، به اعتقاد من ماه ژولاي بود، در ساعت 4 بعد الظهر يکشنبه از ايست بازرسي البرباره در راه بيروت به طرابلس با من تماس نظامي گرفته شد، دفتر من در عمشيت بود و من مسوول دستگاه امنيت و اطلاعات منطقه شمال بودم و نقش من هم جمع آوري اطلاعات بود" .
" با توجه به حساسيت ايستگاه  البرباره به دليل حوادث گذشته، ماموريت نظارت امنيتي با هدف هماهنگي ميان دستگاه اطلاعات و نيروهاي نظامي مستقر در منطقه هم به من واگذار شد" .
" در يک تماس تلفني نظامي به من اطلاع دادند که يک خودروي سياسي ازنوع مرسدس که حامل چهار ايراني که  يک خودروي امنيتي هم آنها را اسکورت مي کند، وارد ايست بازرسي  شده اند، مسوولان ايست بازرسي خواستار دستور من در اين مورد شدند، " من به آنها گفتم پشت خط باشيد، تا با افسر کشيک در دستگاه امنيت مرکزي در کرنتينا در بيروت تماس بگيرم".
" با افسر مربوطه تماس گرفته و جريان را تعريف کردم، افسرکشيک از من خواست خودروي ايراني را توقيف و آنها را به دستگاه امنيتي در بيروت منتقل کنم."
"  شخصا به ايست البرباره رفتم که تنها 4 کيلومتر با دفترم فاصله داشت،  گذرنامه هاي سياسي آنها را رويت کردم و مجددا از آنجا با افسر کشيک تماس گرفتم و اسامي ديپلمات ها را به وي دادم ، وي  از من خواست فورا آنها را به دستگاه امنيتي مرکزي در بيروت منتقل کنم و خودروي امنيتي را اجازه دادم تا خارج شود."
" فورا ديپلمات هاي ايراني را با خودروي خودم با اسکورت نيروهاي امنيتي وابسته به خودم به مقر دستگاه امنيتي در بيروت به همراه تمام مدارک شناسايي همراه آنها منتقل کردم، من به عنوان مسوول شمال اين مساله را به شعبه بازرسي و تحقيقات در دستگاه امنيتي ارجاع دادم و تلفني با شعبه تحقيقات تماس گرفتم و به بازپرس کشيک به نام ابوايمن گفتم که من به دستور افسر کشيک، ديپلمات هاي ايراني را برايش اعزام خواهم کرد، لطفا بلافاصله پس از رسيدن آنها به من اطلاع دهيد، او هم بعد از کمتر از يک ساعت به من زنگ زد و از رسيدن آنها خبر داد."
مجله الوسط از راجي عبدو پرسيد آيا نقش شما به همين جا منتهي مي شود که وي پاسخ داد آري.
الوسط سوال کرد که شايعه شده ديپلمات هاي ايراني چند روز در منطقه شمال بازداشت شدند، آيا صحت دارد، عبدو گفت: "اين هرگز صحت ندارد، آنها در ايست بازرسي البرباره بازداشت شدند و دقايقي بعد به بيروت منتقل شدند و همچنان يادآوري مي کنم که دستگاه امنيتي مرکزي دو ساعت بعد آنها را تحويل گرفت."
الوسط پرسيد که آيا به سمير جعجع مسوول نيروهاي شمال در آن زمان خبر بازداشت ديپلمات هاي ايراني را اطلاع دادي، که عبدوگفت: نه زيرا اين مساله به دستگاه امنيتي مربوط مي شد زيرا هر کس در آن ايست به دلايل امنيتي بازداشت مي شد فورا به دستگاه امنيتي ارجاع داده مي شد."
عبدو در پاسخ به اين سوال که از چه زماني ابهام سرنوشت ديپلمات هاي ايراني را فراگرفت، اظهار داشت: "يک روز بعد از ظهر در حال رفتن به دفترم در دستگاه امنيتي در بيروت براي انتقال گزارش هاي اطلاعاتي، از برخي دوستانم باخبر شدم که ديپلمات هاي ايراني در دومين روز بازداشت کشته شده اند."
وي در مورد نحوه کشته شدن آنها گفت:" اين طوري که به من گفتند، مشاجره اي در داخل ساختمان تحقيقات ميان يکي از ايراني ها و نگهبانان آنجا درگرفت، دليلش اين بود که نگهبانان سرگرم گفتگو درمورد احتمال کشتن ديپلمات ها بودند، که احتمالا کاردار سفارت که گفته شده به زبان عربي مسلط بود، تلاش کرد با نگهبانان درگير شود و درجريان مشاجره و دعوا به ضرب گلوله نگهبانان کشته شد و پس از آن سه ايراني ديگر هم کشته شدند"." رئيس دستگاه امنيتي و اطلاعات در آن زمان ايلي حبيقه بود و اسعد الشفتري معاون وي بود."
عبدو در مورد اين سوال که آيا اعتقاد داريد که ديپلمات هاي ايراني بنا به دستور رياست دستگاه امنيتي(حبيقه) کشته شدند، گفت: "گمان نمي کنم، بر اساس اطلاعات خودم حبيقه آن روز در ساختمان دستگاه امنيتي نبود و اطلاعات هم کشته شدن آنها را در شامگاه يکشنبه تاييد مي کند."
" چند ساعت پس از بازداشت ديپلمات ها تماس هايي در سطح فرماندهان صورت گرفت و شيخ بشير جميل فرمانده نيروهاي لبناني(فالانژيستها) ايلي حبيقه رئيس دستگاه امنيتي را براي سوال درمورد ديپلمات هاي ايراني به حضور خود فراخواند ، وقتي با جواب غيرمنتظره يعني کشته شدن ديپلمات ها روبرو شد، به شدت خشمگين شد و حبيقه را به خاطر مسووليت نشناسي و ديوانگي عناصر دستگاه امنيتي توبيخ کرد."
" جميل از سرهنگ جوني عبده  مدير اطلاعات ارتش لبنان تماسي دريافت کرده بود و همين عامل باعث احضار حبيقه شد."
" جميل، حبيقه را توبيخ کرد، اما وي آن موقع زياد اين حادثه را خطرناک تلقي نکرد، زيرا لبنان هدف تجاوز اسراييل بود و نگاه ها بر سرنوشت نيروهاي سازمان آزادي بخش فلسطين در بيروت متمرکز بود."
" اما موضوع ديپلمات هاي ايراني به مخمصه و مشکلي براي ما تبديل شد و روز دوشنبه به نظرم نشستي به رياست شيخ بشير فرمانده نيروهاي لبناني(فالانژيست) با حضور ايلي حبيقه رئيس دستگاه امنيتي و دو فرمانده ديگر در مورد ديپلمات هاي ايراني و اينکه چه تصميمي گرفته شود، برگزار شد و در خلال 48 ساعت دو تصميم اتخاذ شد يکي اينکه از طريق رسانه ها بيانيه نيروهاي لبناني (فالانژيست ها) منتشر شود که تصريح کند ديپلمات هاي ايراني چند ساعت بازداشت شدند، سپس از همان جائي که آمدند، به سمت طرابلس بازگردانده شدند."
" پيش از صدور بيانيه، خودروي ديپلمات ها و مدارک و اسناد آنها به شهر طرابلس فرستاده شد و در منطقه باب الرمل در منطقه اي که حزب بعث عراق بر آن سيطره داشتند، متوقف شد، تا وانمود شود که حادثه کشته شدن ديپلمات هاي ايراني با جنگ عراق بر ضد ايران ارتباط داشته است، من فهميدم که پس از دو روز يا سه روز قبر کاردار سفارت ايران نبش شد و آن را  در منطقه شمال و مشخصا نزديک  شهر طرابلس دفن کردند."
الوسط مي پرسد : دقيقا کجا دفن شدند وي  در جواب مي گويد "  اجساد آنها در 200 متري شعبه تحقيقات و بازپرسي در کرنتينا در بيروت دفن شدند."
وي در مورد اينکه آيا  شما يقين داريد که ديپلمات هاي ايراني به اسراييل تحويل داده نشدند، گفت: "من يقين دارم که آنها تحويل اسراييلي ها نشدند و چند ساعت پس از بازداشت کشته شدند، اي کاش به اسراييلي ها تحويل داده مي شدند تا همچنان زنده مي ماندند."
 وي در مورد اينکه چگونه ايراني ها بحث انتقال ديپلمات ها از راه دريا به اسراييل را نقل مي کنند، گفت:"  به اعتقاد من ايراني ها و ديگران اطلاعات خود را بر اساس حادثه اي که بعدا روي داد، بنا کرده اند، که در آن حادثه سه عنصر حزب الله به اسراييل تحويل داده شدند و بعد آزاد شدند، دراين قصه ايلي حبيقه خيلي تمايل داشت تا مسوليت ناپديد شدن ديپلمات هاي ايراني را بر گردن سمير جعجع بيندازد و اين جمله را گفت" ديپلمات ها  زماني که جعجع از فرمانده نيروها و منطقه در 15 ژانويه 1986 وي (حبيقه) را اخراج کرد، زنده بودند"
وي در مورد اينکه ازکجا متوجه شدي که حبيقه چنين حرفي زده ، گفت: "شخصا از هيات اعزامي ايراني دريافتم ، ايراني ها گفتند که حبيقه اين اطلاعات را به ما داده است."
عبدو در مورد اينکه آيا آمريکايي ها هم به موضوع ايراني ها به ويژه بعد از آغاز بحران گروگان هاي آمريکايي توجه نشان دادند، گفت: "معتقدم که آنها بيش از هر کشورغربي به اين مساله اهتمام داشتند."
مسوول سابق نيروهاي فالانژيست هاي لبنان در مورد اينکه آيا ايراني ها با سمير جعجع تماس گرفتند، گفت: " بله در سال 1991 به گمانم اين تماس از طريق الياس هراوي رئيس جمهور لبنان صورت گرفت، هيات ايراني از دو تن از کارکنان سفارت ايران در بيروت و وزارت امور خارجه ايران و خانواده هاي ديلپمات هاي ايراني ، جعجع آنها را در  غدراس در منطقه کسروان به حضور پذيرفت  و آمادگي خود را براي حداکثر همکاري نشان داد او به آنها گفت که  راجي عبدو يعني من را آورده است، زيرا وي(من) مسوول امنيت در منطقه بوده است و جزئيات حادثه را مي داند، من هم در مقابل هيات و جعجع تمام جزئيات را گفتم و ايراني ها را از تمام داده هاي خود مطلع کردم."
الوسط پرسيد : آيا آنها جلسات ديگري با ايراني ها داشتند . وي گفت : " بله بيش از پنج بار در آن سال (1991)  با ايراني ها ديدار داشتم،  سه بار با هيات اعزامي وزارت امور خارجه ايران بود ،  هيات دو يا سه بار با من ديدار کرد، در اين نشست ها سوالاتي از من در خصوص گفته هاي قبلي مطرح شد، آنها  منطقه اي را که تصور مي شد ديپلمات ها در آن دفن شده اند، ديدن کردند و نيت آنها اين بود که نبش قبر شود تا از استخوان آنها نمونه برداري و آزمايش به عمل آيد،اما از ديدن تغيير جغرافيايي منطقه غافلگير شديم زيرا يک کارخانه آهن آلات بر روي مکاني که آنها دفن شده بودند، احداث شده بود."  "من  بر اساس اطلاعات روشني که داشتم به ايراني ها اطلاع دادم که ديپلمات ها در آن منطقه دفن شده اند."
" من احساس کردم که آنها تقريبا متقاعد شده اند که ديپلمات ها واقعا در زمان دستگاه امنيتي سابق  کشته شده اند و جعجع هيچ مسووليتي در اين حادثه ندارد، اما آنها مي خواستند که به دليل قاطعي مثلا پيدا کردن استخوان هاي آنها و آزمايش آن،  پرونده را ببندند ."
وي در پاسخ به اين سوال آيا  نگران خطرات احتمالي از سوي  برخي نيروهاي لبناني که با آنها رابطه داشتند ، نبوديد، گفت: در آغاز هيچ نگراني نداشتم، زيرا من هيچ مسووليت مستقيم در اين حادثه نداشتم، اما در سال 1992 ميلادي از طريق برخي دوستانم اين نگراني زياد شد، به اينکه برخي از مقر اقامت من و تحرکات من مي پرسند، من فهميدم چه جرياني از من پرسيده است، اين مساله به ژوئن 1992 بر مي گردد موقعي که احساس خطر کردم لبنان را موقتا در ژولاي آن سال ترک کردم و به قبرس رفتم، از ربودن شدن دوستم بطرس خوند درمنطقه حرج ثابت در سن الفيل باخبر شدم و معتقدم که ربوده شدن وي با کشته شدن ديپلمات هاي ايراني ارتباط دارد، و به اعتقادم اشتباهي که رخ داده، اين است که خوند در سال 1982 رئيس شوراي امنيت الکتائب(فالانژيست ها) بود من به آن جرياني که دوستم را ربود، ظنين شدم که از سرنوشت ديپلمات هاي ايراني مطلع است، و بعيد نيست که حبيقه هم زندگي خود را به بهاي قصه ديپلمات ها از دست داد.
به گزارش مهر، عبدو آخرين جمله خود را به مجله الوسط چنين گفت : در جنگ لبنان حوادث  دردناکي روي داد  که افراد بيگناه بيشماري کشته شدند ،  از همه جريان هاي لبناني مي خواهم از اشتباهات خود عبرت گرفته تا منطقه تسامح و همزيستي را به جاي منطق انتقام و تصفيه حساب ها جايگزين کنيم.
مجله الوسط در شماره 117 در مورخه 25/4/1994 ميلادي از سرهنگ جوني عبده مدير سابق اطلاعات ارتش لبنان درمورد سرنوشت ديپلمات هاي ايراني پرسيده بود : ايران  از سال 1982 خواستار روشن شدن سرنوشت ديپلمات هاي خود شده است که که در ايست بازرسي نيروهاي لبناني ربوده شدند ، نظر شما در اين باره چيست که وي پاسخ داده بود: چيزي که من در آن زمان فهميدم اين بود که ديپلمات هاي ايراني چند ساعت پس از بازداشت بيشتر زنده نماندند و آنها را کشتند.
الوسط مصاحبه خود با حبيقه در تاريخ 1/9/1997 با ايلي حبيقه (فرمانده دستگاه امنيتي و اطلاعاتي) که در شماره 292 آن به چاپ رسيده ، منتشر کرده ، حبيقه بعدها در يک حادثه انفجار خودروي بمب گذاري شده، کشته شد.
الوسط در آن سال  در مورد مساله ديپلمات هاي ايراني از حبيقه پرسيده بود که وي پاسخ داد: آنها به منطقه تحت اداره من نرسيدند.
حبيقه گفت : هنگام تجاوز اسراييل به لبنان  برخي از مردم از بيروت غربي به سمت طرابلس خارج مي شدند و بشيرجميل فرمانده نيروهاي مسلح لبنان ( فالانژيست ) در فرماني از نيروهاي مسلح خواست به افراد عادي به استثناي اعضاي احزاب و فلسطينيان مسلح اجازه عبور داده شود، در آن زمان جوني عبده مدير اطلاعات ارتش لبنان با بشير (فرمانده فالانژيست ها ) تماس گرفت و اطلاع داد که ديپلمات هاي ايراني راه بيروت را به سمت طرابلس در پيش گرفته اند و ممکن است راه را گم کنند، آنها وارد منطقه شرقي شدند و پس از عبور از ايست البرباره ناپديد شدند(ايست بازرسي وابسته به سميرجعجع).
بشير با من تماس گرفت وبه من گفت: آيا چيزي از ايراني هاي بازداشت شده مي داني که من پاسخ دادم : در اين باره خواهم پرسيد، همان روز با افسر امنيتي در جبهه شمال و مسوول ايست بازرسي البرباره وابسته به سمير جعجع تماس گرفتم تا در مورد موضوع ديپلمات هاي ايراني از وي سوال کنم که او به من گفت: بله ايراني ها تلاش کردند از اين ايست عبور کنند که ما مانع شديم .
به بشير(فرمانده فالانژيست ها ) ماجرا را گفتم و او هم جريان را به الياس سرکيس رئيس جمهور لبنان ابلاغ کرد.
بعدا اخباري از ناپديد شدن يا کشته شدن ايراني ها نقل شد و اين اخبار زماني شايع شد که من مسوول نيروهاي منطقه شرقي بودم، از جعجع در مورد آنها سوال کردم که وي جواب داد نمي دانم که آيا آمده اند، جعجع زندان هاي ويژه اي داشت .
جبهه شمالي از نظر عملياتي به دليل حساسيت هاي خاص مربوط به وضع شمال مستقل عمل مي کرد،آنها دستگاه امنيتي ويژه و مالي خاص به رغم گرفتن اموالي از صندوق نيروهاي مسلح در اختيار داشتند، پيش از اينکه از منطقه شرقي خارج شوم، تماس ها را آغاز کرديم، هياتي از صليب سرخ و سازمان عفو بين الملل آمدند و از زندان هايي که شماري از متهمان امنيتي يا نظامي معارض بازداشت بودند، بازديد کردند.
ما آن زمان تماس ها را با صليب سرخ براي نحوه ارسال نامه هاي آنها به خانواده هايشان انجام داديم.
پس از خارج شدن من از منطقه شرقي، نبيه بري (رئيس فعلي پارلمان لبنان ) که آن روز رئيس جنبش امل بود به من گفت: يکي از مسوولان ايراني در نزد من است و مي خواهد با تودر مورد ايراني هاي ربوده شده صحبت کند، به او گفتم که چيزي براي گفتن ندارم.
نبيه بري بر انجام ديدار من با مسوول ايراني اصرار کرد و من با مسوول ايراني ديدار کردم، مسوول ايراني به من گفت:از سميرجعجع گزارشي دريافت کرديم که تصريح مي کند آنها ديپلمات هاي ايراني را به شما تحويل دادند و در نزد شما کشته شدند.
گفتم اين اطلاعات مغرضانه است، ميان  من و جعجع خصومت و دشمني وجود دارد،  ديپلمات هاي ايراني را اصلا نديدم و آنها به منطقه تحت فرماندهي من نرسيدند، اگر آنها در آن منطقه هستند از جعجع بخواهيد لااقل اجساد آنها را به شما تحويل دهند.
حبيقه در ادامه گفتگو با الوسط در آن سال گفته بود: شايع شده بود که ديپلمات هاي ايراني به اسراييل منتقل شده اند و من ميزان صحت آن را نمي دانم.
گفته شد که آنها نزديک شوراي جنگ و يکي از آنها در سواحل شمالي دفن شده اند: اين اخبار را نيروهاي در زمان سمير جعجع منتشر کرده اند.

http://mehrnews.com/wfNewsDetails_fa.aspx?NewsID=61853&t=International

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٢/۱٢/٧ - حمید داودآبادی

از گروگانهای ايرانی چه خبر ؟!

                                       از گروگانهای ايرانی چه خبر ؟!

http://www.daralhayat.com/arab_news/02-2004/20040223-w630p04-01.txt/story.html

http://www.daralhayat.com/special/02-2004/20040223-w630p04.txt/story.html

عليرغم سفر وزير امور خارجه جمهوری اسلامی در راس هيئتی همراه با نمايندگان خانواده های گروگانهای ايرانی به لبنان هنوز هيچ خبر قانع کننده ای از سوی وزارت امور خارجه اعلام نشده است و اين در حالی است که در روزهای اخير روزنامه عرب زبان الحيات چاپ لبنان در گفتگو با « راجی عبدو » از فرماندهان فالانژيستها مدعی شد که گروگانهای ايرانی کشته شده اند ولی کمال خرازی از موجود بودن اسنادی مبنی بر زنده بودن آنها و اسارتشان در دست اسرائيل سخن می گويد .

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٢/۱٢/٦ - حمید داودآبادی