گروگان ها
 

ده هزارمین روز اسارت پرستوهای برباره - 2

پرونده 4 دیپلمات‌ ایرانی ربوده شده مختومه نشده است

 

برترین ویژگی احمد متوسلیان بصیرت او نسبت به راه امام خمینی(ره) بود

 

مطالبات آزادی 4 دیپلمات باید در سطح ملی شکل پذیرد

 

سرنوشت 4 دیپلمات کشورمان با تمدن کهن ایران گره خورده است

 

ادعای اسرائیلی‌ها در خصوص کشته شدن 4 دیپلمات‌‌ ایرانی بی‌سند است

 

رژیم اشغالگر قدس گوی سبقت آدم‌ربایی را ربوده است

 

سازمان ملل برای پیگیری وضعیت 4 دیپلمات ایرانی هیئتی را تشکیل دهد

 

رسانه‌ها به اسارت 4 دیپلمات ایرانی توجه کافی ندارند

 

ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد

 

سرنوشتم مانند جدم "موسی ابن جعفر " خواهد بود

 

ندادن اطلاعات درباره 4 دیپلمات ایرانی نشانه ضعف رژیم صهیونیستی است

 

افکار متوسلیان باید در جامعه زنده شود

 

شهید نامیدن 4 دیپلمات ایرانی باید منوط به خبر موثق باشد

 

مجامع بین‌المللی پیگیر سرنوشت 4 دیپلمات ایرانی باشند

 

به مناسبت 10هزارمین روز اسارت 4 دیپلمات ایرانی

 

یک سازمان مردمی با حمایت دولت باید پیگیر سرنوشت 4 دیپلمات ایرانی شود

 

کمیته پیگیری وضعیت‌ دیپلمات‌ها در لبنان تشکیل می‌شود

 

سرنوشت 4 دیپلمات ایرانی باید با جدیت پیگیری شود

 

اسارت 4 دیپلمات ایرانی طولانی‌ترین سکوت مدعیان حقوق بشر را در پی داشت

 

هنرمندان با صدور بیانیه‌های هنری می‌توانند پیگیر وضعیت دیپلمات‌ها شوند

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۸/٩/۱٠ - حمید داودآبادی

شاه کلید پرونده چهار دیپلمات ایرانی را دریابید

به خاطر این ده هزار روز، هرچه فریاد دارید بر سر «سید حسین موسوی» بکشید
دهم آذر 1388 برابر است با ده هزارمین روز ربایش «حاج احمد متوسلیان» و سه ایرانی دیگری که همراهش بودند: آقایان «محسن موسوی»، «تقی رستگار مقدم»، «کاظم اخوان».

بنده این عزیزان را در دوران جنگ و قبل از آن زیارت نکرده ام و به همین دلیل قصد ندام از خصوصیات آنها یا مجاهداتشان بنویسم اما به دلیل توفیقی که خدا عنایت فرموده و پیوندی که با جنگ و جهاد و بر و بچه های این وادی داشته و دارم علاقه ام به حاج احمد متوسلیان زیاد است و به واسطه همین دلبستگی، پیگیر مسائل مربوط به سرنوشت این 4 نفر هستم و امیدوارم هرچه زودتر در فرودگاه امام خمینی به استقبال آنان برویم(البته از مهرآباد هم باشد قبول است).

به هر حال ده هزار روز زمان کمی نیست و همه غالبا می دانید که اطلاعاتی که امروز درباره آخر و عاقبت 4 دیپلمات ایرانی وجود دارد، بیشتر از ده هزار روز پیش نیست. در جریان همین تبادل اسرایی که اخیرا بین حزب الله و رژیم صهیونیستی انجام گرفت هم از طرف حزب الله خیلی تلاش شد که گرهی از معما باز شود اما نشد.

غرض این که امروز در مشت ما چیزی جز باد نیست اما یک نفر در سراسر کره خاکی وجود دارد که شامل این «ما» نمی شود. این یک نفر که موفق شده است طی ده هزار روز گذشته همواره خودش را در سایه نگه دارد و دم به تله ندهد کسی نیست جز شاه کلید اصلی پرونده 4 دیپلمات، آقای «سیدحسین موسوی» .

این عکس استثنایی متعلق به آقای سیدحسین موسوی است که 3-4 سال پیش گرفته شده. این که آن موقع چرا ایشان ناپرهیزی کرده و بعد از سال ها این طور علنی مقابل دوربین رسانه ها نشسته اند، معلوم نیست.

این جناب که امروز دیپلماتی بازنشسته است حدود بیست سال مسئول مستقیم پرونده 4 دیپلمات ایرانی بود و جالب این جاست که حتی یک بار دیده نشد که در انظار عمومی ظاهر شود و یک کلمه حرف حساب درباره مسائل مربوط به این پرونده تحویل مردم بدهد. آقای موسوی تا امروز حتی یک برگ از نتایج پیگیری های بیست ساله خود را به بنی بشری ارائه نداده و مدعی است که اسناد و مدارک او محرمانه و به کلی سری است.

جای پای این جناب موسوی در جای جای پرونده چهاردیپلمات دیده می شود اما این هم را هم باید گفت که هر جا این آقا جای پا ثبت کرده، بر ابهام و مشکلات پرونده اضافه شده است. ایشان در طول جیمزباندبازی های خودش، بارها مسائل نادرستی را از طریق خانواده برادرش، به خورد رسانه های عمومی داده که شخصا شاهد نمونه های متعدد آن بوده ام.

هر سال در سالگرد ربوده شدن 4 دیپلمات ایرانی، جناب رائد موسوی (پسر آقای محسن موسوی . برادرزاده همین سید حسین) بر صفحه تلویزیون ظاهر می شد و ادعا می کرد که دلایل غیر قابل انکاری مبنی بر زنده بودن پدرش و دیگران به دست آمده است. قضیه آستر کتی که سید محسن موسوی روی آن نوشته است « ما زنده ایم» و زندانی آزاد شده از زندان «عتلیت» که 4 دیپلمات ما را زنده دیده است را با گوش ها و چشم های خودم از سیمای جمهوری اسلامی دیدم و شنیدم.

اما جالب این که نه کسی تا به حال این آستر کت را دیده و نه کسی این زندانی آزاد شده را رویت کرده است و بی شک همه این موارد بازی های جناب «سید حسین موسوی» بوده است تا بتواند اهداف خودش را دنبال کند.

اگر بپرسید چه اهدافی، خواهم گفت که نظراتی شخصی دارم که لازم نمی بینم این جا بیانش کنم اما هر آدم صاحب نظری که به کل ماجرا مروری داشته باشد یقین حاصل می کند که آقای سیدحسین موسوی قطعا از رازآلود نگه داشتن پرونده 4 دیپلمات به صورت جدی منتفع می شده و حتی امروز هم به خاطر خارج شدن مسیر پرونده از کنترل خود به شدت گلایه دارد.

جالب این که مسئولین فعلی پرونده 4 دیپلمات می گویند آقای «سید حسین موسوی» به هیچ وجه آنها را در جریان مسیر طی شده در این ماجرا در دوران مسئولیت خودش قرار نداده و هنوز هم پرونده این 4 نفر به خاطر اعمال نفوذ های ایشان، دچار رکود است و پیشرفتی ندارد. (البته صحبت نگارنده با مسئولین بعدی پرونده به چند سال قبل برمی گردد). برای من سوال است که چرا شخص جناب «رائد موسوی» فرزند «سید محسن موسوی» که ظاهرا بیش از دیگران پیگیر سرنوشت پدر خود می باشد، حتی یک بار درباره عملکرد عموی خودش توضیحی نداده است.

بالاخره این که، بنده با اطلاع و تحقیق عرض می کنم «سید حسین موسوی» واجد دست اول ترین اطلاعات و اخبار درباره سرنوشت 4 دیپلمات ایرانی ربوده شده در لبنان می باشد اما هنوز حتی 5 خط یا 5 جمله به درد بخور درباره این پرونده ارائه نداده است. طبق اخبار موثقی که به دست آورده ام، این جناب رسما ادعا می کند که به هیچ مقامی پاسخگو نیستم و حتی رییس جمهور هم در جایگاهی نیست که من توضیحی به او بدهم.

ظاهرا «سید حسین موسوی» در دستگاه های امنیتی جهانی هم پرونده های پرابهام و دردسرسازی دارد که بعضی گمان دارند ایشان از پرونده 4 دیپلمات برای مصونیت خود استفاده می نماید. این آقا به شدت اهل پنهان کاری و فرار از انظار عمومی است و همین بسیار سوال برانگیز است. یک دیپلمات معمولی چرا باید این میزان مخفی کاری کند؟

و اما مخلص کلام:
هر کس و هر مقامی در این کشور، اگر واقعا به سرنوشت 4 دیپلمات ایرانی علاقمند است و دنبال خبر موثقی از حاج احمد متوسلیان و همراهانش می گردد، باید یقه آقای سید حسین موسوی را بگیرد.

هر کس و هر مقامی در این کشور، اگر بابت ده هزار روز بی خبری از 4 فرزند رشید ایران اسلامی خشمگین است، باید هرچه فریاد دارد بر سر سید حسین موسوی بکشد ...
البته اگر او را پیدا کند.

نقل از وبلاگ: خط شکن
نوشته: حمید رضا زین الدین
9/9/1388
http://khatshekany.blogfa.com

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۸/٩/۱٠ - حمید داودآبادی